روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
141
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
آسياى صغير ) تيمور شهر سيواس را كه حصارى محكم و به سلطان ( بايزيد ) ترك متعلق است ، ويران ساخت . در عوض سلطان ( بايزيد ) هم حمله كرد و شهر ارزنجان را ( از دست شاهزادهء ارمنى تاهارتن ) با هجوم عمومى گرفت . چون تيمور بعدها بر سلطان ( بايزيد در آنقره ) ظفر يافت و ارزنجان را بار ديگر گرفت در آن پادگانى گذاشت و آنجا را تصرف كرد . نقل ميكنند كه چون همهء اين امور بپايان رسيد ، مردم مسلمان شهر بهانهاى گرفتند تا با همشهريان مسيحى خويش جنگ كنند و ميگفتند كه شاهزاده تاهارتن چون مسيحى بود اين گروه را دوست داشت . بعد بهانه گرفتند كه كليسياهاى مسيحيان از مساجد آنان بزرگترست . تيمور كس نزد تاهارتن فرستاد و شكايت مسلمانان را به او رساند . تاهارتن در پاسخ اين را پذيرفت كه مسيحيان مورد محبت وى هستند و علت آن را كار آنان كه عبارت بود از بازرگانى و دادوستد كه خود باعث فزونى درآمد تاهارتن ميگشت دانست . با وجود اين تيمور دستور داد كه كشيش يونانى كه پيشواى مسيحيان بشمار ميآيد در نزد وى حاضر شود . بواسطهء تنفر و كينهاى كه تيمور نسبت به يونانيان قسطنطنيه و نيز مردم ژن مقيم پرا داشت ، فرمان داد كه اين كشيش مسيحى فورا از كيش خود برگردد و مسلمان شود . اما آن كشيش به هيچ روى به اين امر تن در نميداد . پس تيمور فرمان داد كه همهء سكنهء مسيحى شهر را از دم تيغ بگذرانند . اما امير تاهارتن از او استدعا كرد كه به آنها رحم كند و وعده داد كه اگر تيمور از سر خون آنان بگذرد نود هزار آسپر كه هر آسپر معادل نيم ريال نقره است ، به او تقديم كند * . چون تاهارتن اين مبلغ را از طرف اهالى پرداخت ، تيمور نرم شد ، معهذا فرمان داد كه همهء كليسياهاى مسيحيان ويران شود . در آن موقع دژى را ( كه در جانب ساحل جنوبى رودخانه ) روبروى شهر ( كه در ساحل شمالى ) قرار دارد متصرف شد . نام اين قلعه « كاماگ » « 1 » است و آن را بدست يكى از بزرگان جغتاى سپرد . اين كار را از آنرو كرد كه اين محل بسيار مستحكم است و در موضعى استوارست كه بر همهء شهر و پيرامون آن
--> ( 1 ) - Camag